به گزارش خبرنگار مهر؛ آلودگی هوای شهری به عنوان یکی از پیچیدهترین و بغرنجترین چالشهای زیستمحیطی شهرهای امروز بر تمامی ابعاد حیات شهری تأثیر میگذارد و با برهم زدن تعادل میان سلامت عمومی، کیفیت زیستمحیطی و کارکرد اقتصادی شهرها، به مسئلهای راهبردی در مدیریت شهری تبدیل شده است.
رشد سریع جمعیت، گسترش بیوقفه محدودههای شهری، تراکم بالای فعالیتهای اقتصادی و استقرار گسترده زیرساختهای حمل و نقل، به شکلگیری منابع متنوع انتشار آلاینده در مقیاس محلی و منطقهای انجامیده است.
در چنین شرایطی، اتکای صرف به شیوههای سنتی پایش کیفیت هوا که عمدتاً بر چند ایستگاه ثابت با پوشش محدود تکیه دارد، قادر نیست تصویری واقعگرا از ماهیت پراکنده، متغیر و وابسته به الگوهای جوی آلودگی هوا ارائه دهد.
این محدودیت ساختاری موجب شد نظامهای نظارتی کلاسیک نه تنها از تشخیص دقیق نقاط بحرانی بازبمانند بلکه توان پیشبینی و مداخله بهموقع در شرایط افزایش آلودگی را نیز نداشته باشند. همزمانی این نارساییها با پیچیدهتر شدن الگوهای انتشار آلاینده و افزایش حساسیت شهرها نسبت به پیامدهای بهداشتی و اقتصادی آلودگی، سبب شده فناوریهای شهر هوشمند به عنوان بدیلی تحولساز در این حوزه مطرح شوند، زیرا این فناوریها با فراهم کردن امکان پایش گسترده، تحلیل یکپارچه و مداخله فعال، ظرفیت مدیریت علمی و دادهمحور کیفیت هوا را به شکل بنیادین ارتقا میدهند و به یکی از ارکان اصلی راهبردهای نوین محیط زیستی شهرها تبدیل شدهاند.
چالش پایدار آلودگی هوای شهری
آلودگی هوا در شهرها عمدتاً از فعالیتهای انسانی ناشی میشود و منابع اصلی آن وسایل نقلیه به ویژه خودروهای دیزلی و فرسوده، صنایع، نیروگاههای سوخت فسیلی، سامانههای گرمایش تجاری و خانگی و فعالیتهای کشاورزی پیرامونی است.
اثرات این آلودگی گسترده و چندبعدی است. از منظر سلامت، تماس با ذرات معلق و گازهای آلاینده به بروز بیماریهای تنفسی، قلبی، سرطان ریه و مرگ زودرس منجر میشود و گروههای حساس مانند کودکان و سالمندان بیشترین آسیب را تجربه میکنند. از منظر زیستمحیطی، آلودگی هوا در تشدید تغییرات اقلیمی، باران اسیدی و آسیب به زیستبومها نقش جدی دارد و از منظر اقتصادی هزینههای درمان، کاهش بهرهوری نیروی کار و خسارت به زیرساختها را افزایش میدهد. افزون بر این، پویایی مکانی و زمانی آلودگی هوا که به عواملی مانند الگوهای ترافیک، شرایط جوی و پراکندگی منابع آلاینده وابسته است باعث میشود شبکههای محدود پایش سنتی نتوانند تصویر کامل و دقیقی از وضعیت کیفیت هوا در سطح شهر ارائه دهند.
نقش فناوریهای شهر هوشمند در مدیریت کیفیت هوا
در همین راستا، کارشناسان معتقدند که فناوریهای شهر هوشمند تحول مهمی در رویکرد مدیریت کیفیت هوا ایجاد کردهاند. این فناوریها با ایجاد شبکههای حسگری گسترده، زیرساخت ارتباطی اینترنت اشیا و پلتفرمهای تحلیل داده، امکان پایش لحظهای، تحلیل عمیق و مداخله فعال در زمینه مدیریت آلودگی را فراهم میسازند.
این رویکرد نه تنها نقاط آلاینده را دقیقتر شناسایی میکند بلکه با اتصال دادههای کیفیت هوا به سامانههای حمل و نقل، هواشناسی، مدیریت انرژی و نظارت صنعتی، شناخت چندبعدی و جامعتری از پدیده آلودگی به دست میدهد و زمینه تصمیمگیری مبتنی بر داده در مدیریت شهری فراهم میسازد.
فناوریهای کلیدی در پایش و مدیریت هوشمند آلودگی هوا
شبکههای حسگر کیفیت هوا مهمترین مؤلفه سیستم هوشمند پایش آلودگی هوا محسوب میشوند. این حسگرها قادرند ذرات معلق در اندازههای مختلف و گازهای آلاینده مانند دیاکسید نیتروژن، اوزون، مونوکسید کربن و دیاکسید گوگرد را در مقیاس محلی اندازهگیری کنند. اگرچه ایستگاههای مرجع دارای دقت بالاتری هستند اما هزینه زیاد و محدودیتهای استقراری آنها موجب شده است که شبکه حسگرهای کمهزینه برای پوشش گسترده و ثبت تغییرات محلی آلودگی در معابر، مناطق صنعتی و محوطههای آموزشی مورد استفاده قرار گیرند.
همچنین، زیرساخت ارتباطی اینترنت اشیا پیونددهنده این حسگرها با پلتفرمهای مرکزی است و از طریق پروتکلهایی مانند وایفای یا شبکههای سلولی دادههای اندازهگیری شده را به شکل مستمر منتقل میکند. انتخاب فناوری ارتباطی بر اساس نیازهای مصرف انرژی حسگر، گستره پوشش و حجم داده صورت میگیرد و وجود شبکه ارتباطی پایدار شرط تحقق پایش لحظهای است.
پلتفرمهای داده محور در شهر هوشمند محلی برای تجمیع، پالایش و تحلیل دادههای کیفیت هوا و اتصال آنها با سایر دادههای شهری هستند.
این پلتفرمها با به کارگیری الگوریتمهای کلانداده و هوش مصنوعی قادرند الگوهای آلودگی، منابع آلاینده و روابط میان متغیرهای شهری را شناسایی و تصویر آن را در قالب نقشهها و داشبوردهای تحلیلی به مدیران شهری و عموم مردم ارائه دهند.
مدلسازی پیشبینانه یکی از پیشرفتهترین کارکردهای این پلتفرمها محسوب میشود. بر همین اساس و با ترکیب دادههای گذشته و حال کیفیت هوا با دادههای هواشناسی و ترافیکی، امکان پیشبینی تغییرات آتی کیفیت هوا فراهم میشود و شهر میتواند پیش از وقوع شرایط بحرانی، هشدارهای لازم را صادر یا محدودیتهای موقت ترافیکی اعمال کند.
علاوه بر این، نظام اطلاعرسانی عمومی در شهر هوشمند نقش مهمی در ارتقای آگاهی و رفتار شهروندان دارد. انتشار دادههای لحظهای از طریق اپلیکیشنها، نمایشگرهای عمومی و سامانههای وب، شهروندان را قادر میسازد مسیرهای سالمتر را انتخاب کنند یا در دورههای آلودگی بالا زمان حضور در فضای باز را کاهش دهند.
کاربرد فناوریهای هوشمند در کاهش آلودگی هوا
شهری که به دادههای دقیق و لحظهای کیفیت هوا مجهز است میتواند سیاستگذاری هدفمندتری انجام دهد. دادهها به مدیران شهری اجازه میدهد نقاط بحرانی را شناسایی و اقدامات کنترلی را در همان نقاط اعمال کنند یا الگوی توسعه شهری و کاربری زمین را با ملاحظات کیفیت هوا سازگار کنند. سامانههای هوشمند مدیریت ترافیک با اتصال به دادههای کیفیت هوا میتوانند بار ترافیک را در مسیرهای آلوده کاهش دهند، چراغهای راهنمایی را تنظیم کنند یا مسیرهای جایگزین برای رانندگان پیشنهاد دهند و با ایجاد مناطق کمانتشار تردد خودروهای آلاینده را محدود کنند.
همچنین در حوزه فعالیتهای صنعتی، حسگرهای محیطی و پلتفرمهای تحلیلی امکان نظارت مستمر بر انتشار آلایندهها را فراهم میکند و نهادهای ناظر میتوانند در صورت تجاوز از استانداردها اقدامات اصلاحی را سریعتر انجام دهند. توسعه زیرساختهای حمل و نقل پاک مانند دوچرخهسواری، حمل و نقل عمومی هوشمند و خودروهای برقی نیز با تکیه بر دادههای لحظهای کیفیت هوا حمایت میشوند. اطلاعرسانی دقیق و تسهیل استفاده از این گزینهها، وابستگی به خودروهای شخصی را کاهش میدهد.
در چنین شرایطی، منابع طبیعی و فضاهای سبز شهری نیز بخشی از راهکار هستند و دادههای سنجش کیفیت هوا این امکان را فراهم میسازند که بهترین نقاط برای کاشت درخت یا ایجاد فضاهای سبز مشخص شود و جذب آلایندهها به حداکثر برسد.
مزایای رویکرد هوشمند در مدیریت آلودگی هوا
به کارگیری فناوریهای مبتنی بر شهر هوشمند در مدیریت کیفیت هوا آثار قابل توجهی در سلامت عمومی دارد؛ زیرا کاهش غلظت آلایندهها به کاهش بیماریهای تنفسی، قلبی و مرگومیر ناشی از آلودگی منجر میشود. ارتقای کیفیت هوا همچنین با حفاظت از اکوسیستمها، کاهش باران اسیدی و کاهش گازهای گلخانهای همراه است.
از منظر برنامهریزی شهری، دسترسی به دادههای دقیق و تحلیلی، کارآمدی و قدرت تصمیمگیری را افزایش میدهد و اجرای سیاستهای کاهش آلودگی را هدفمندتر میکند. آگاهی عمومی نیز با انتشار دادههای قابل فهم افزایش مییابد و مشارکت شهروندان در بهبود کیفیت هوا را تقویت میکند.
چالشهای پیادهسازی راهکارهای هوشمند
اگرچه مزایای شهر هوشمند در حوزه کیفیت هوا قابل توجه است اما پیادهسازی آن با مجموعهای از چالشهای ساختاری، اقتصادی و فناورانه روبهرو است که در صورت نادیده گرفتن میتواند کارآمدی کل سامانه را تحت تأثیر قرار دهد. ایجاد شبکه حسگر گسترده مستلزم سرمایهگذاری اولیه قابل توجه برای تهیه تجهیزات، نصب در نقاط متنوع شهری و ایجاد زیرساخت ارتباطی پایدار است و همین موضوع بار مالی مستمری برای نگهداری، تعمیر و جایگزینی حسگرهای مستهلک ایجاد میکند. افزون بر هزینه، پیچیدگی مدیریت دادههای حجیم نیز چالش مهمی است؛ زیرا شبکهای از هزاران حسگر، حجم عظیمی از دادههای لحظهای تولید میکند که پردازش، ذخیرهسازی، پالایش و تحلیل آنها نیازمند معماری داده پیشرفته، قابلیت مقیاسپذیری و استانداردهای یکپارچهسازی است.
از همین روی، یکی از مسائل فنی اساسی، ضرورت کالیبراسیون مستمر حسگرها برای حفظ دقت اندازهگیری است. قرارگیری در محیط بیرونی و تماس مداوم با شرایط جوی، منجر به انحراف در دادهها و کاهش اعتبار نتایج میشود و هرگونه اختلال در صحت دادهها میتواند کل نظام تصمیمگیری شهری را دچار خطا کند. همچنین چالش دیگر یکپارچهسازی دادههای کیفیت هوا با سامانههای حمل و نقل، انرژی، مدیریت پسماند و نظارت صنعتی به شمار میرود که نیازمند زیرساخت ارتباطی قدرتمند و چارچوب حکمرانی داده منسجم است تا تبادل داده میان سامانهها به صورت ایمن، سریع و استاندارد انجام شود.
از سوی دیگر، ملاحظات مربوط به حریم خصوصی و امنیت داده نیز در ادغام دادههای کیفیت هوا با دادههای ترافیکی و مکانی اهمیت مضاعف دارد و این ترکیب در صورت فقدان سازوکارهای حفاظتی میتواند امکان استنتاج الگوهای رفتاری یا مکانی شهروندان را افزایش دهد. تدوین سیاستهای شفاف حکمرانی داده و ایجاد سامانههای امنیتی چندلایه برای صیانت از دادهها، لازمه تقویت اعتماد عمومی و تضمین پایداری نظام پایش هوشمند کیفیت هوا است.
آینده مدیریت هوشمند کیفیت هوا
تحولات آینده نشان میدهد حسگرهای ارزانتر و دقیقتر نه تنها امکان پایش محلی تا سطح خیابان را فراهم میکنند؛ بلکه به دلیل کاهش هزینه و افزایش طول عمر عملیاتی، امکان استقرار هزاران نقطه پایش خردمقیاس را در سراسر شهر فراهم خواهند کرد و این امر تصویری بیسابقه از تغییرات لحظهای آلایندهها ارائه میدهد. علاوه بر این، پیشرفت هوش مصنوعی نیز به مرحلهای رسیده است که میتواند الگوهای انتشار را در بازههای زمانی کوتاه شناسایی کند، منابع آلاینده را با دقت بالا از یکدیگر تفکیک نماید و رفتار آلاینده در تعامل با شرایط جوی، جریان ترافیک و فعالیتهای صنعتی را مدلسازی کند و این قابلیت به معنای گذار از پایش صرف به مدیریت فعال و مداخله پیشدستانه است.
ادغام دادههای کیفیت هوا با دستگاههای سلامت شخصی مانند ساعتهای هوشمند و حسگرهای پوشیدنی نیز مسیر جدیدی در مدیریت فردمحور آلودگی میگشاید. به عقیده کارشناسان، این ترکیب میتواند اطلاعاتی درباره میزان واقعی قرارگیری هر فرد در معرض آلایندهها ارائه دهد و توصیههای سلامتمحور، تنظیم فعالیت روزانه و هشدارهای ویژه برای افراد حساس را با دقت بالاتر ممکن کند.
همچنین بهرهگیری از راهکارهای مبتنی بر طبیعت با هدایت دادههای تحلیلی به یکی از محورهای اصلی آینده مدیریت آلودگی هوا تبدیل خواهد شد. زیرا دادههای دقیق امکان تعیین بهترین نقاط برای کاشت پوشش گیاهی، توسعه کمربندهای سبز، طراحی مسیرهای بادگذر شهری و انتخاب گونههای گیاهی سازگار با شرایط محلی را فراهم میکند و این رویکرد دادهمحور سبب میشود مداخلات مبتنی بر طبیعت، بیشترین کارایی را در جذب آلایندهها و بهبود کیفیت هوا داشته باشند.

نظرات کاربران