به گزارش خبرگزاری مهر، ایرنا نوشت: کودکی زمانی با تصویر حیاطهای آرام، بازی در فضای باز، ساعتهایی بدون مزاحمت رسانهها و فرصت خیالپردازی همراه بود، اما امروز سبک زندگی شهری و دیجیتال تجربه کودکی را تغییر داده است. اکنون بسیاری از کودکان روز خود را میان صدای رفتوآمد، نمایشگرها، کلاسها، هشدارهای پیدرپی و محرکهای دائمی سپری میکنند. موضوع فقط سروصدا نیست، مسئله این است که ذهن کودک کمتر فرصت پیدا میکند در سکوت بماند، تجربهها را پردازش کند و از فشار مداوم اطلاعات فاصله بگیرد.
در همین زمینه، محمدمهدی سیدناصری حقوقدان، مدرس دانشگاه و پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان و فعال حقوق کودکان در یادداشتی که مبنای این گزارش قرار گرفته، از ضرورت بازتعریف حق بر سکوت به عنوان بخشی از حقوق نوین کودک سخن گفته و معتقد است زمان آن رسیده که آرامش محیطی نیز در کنار سایر حقوق کودک مورد توجه قرار گیرد.
جهانی که هیچوقت خاموش نمیشود
کودکان امروز در شرایطی رشد میکنند که برخلاف نسلهای گذشته، تجربه سکوت به تدریج از زندگی روزمره آنان فاصله گرفته است. صدای خودروها، ساختوسازهای شهری، مراکز تجاری، صفحهنمایشها، شبکههای اجتماعی، زنگها، هشدارها و جریان دائمی اطلاعات، محیطی را شکل داده که در آن ذهن کودک کمتر فرصت استراحت پیدا میکند.
دکتر سیدناصری معتقد است؛ آنچه امروز کودکان را تهدید میکند صرفاً آلودگی صوتی به معنای سنتی نیست. مسئله مهمتر نوعی ازدحام شناختی است. وضعیتی که در آن ذهن کودک فرصت کافی برای سازماندهی تجربهها، پردازش احساسات و بازیابی انرژی روانی خود پیدا نمیکند. رشد مغزی کودک تنها به دریافت محرک وابسته نیست. همانطور که بدن پس از فعالیت به استراحت نیاز دارد، دستگاه عصبی نیز برای تکامل طبیعی به دورههایی از آرامش و فاصله گرفتن از محرکها احتیاج دارد.

وقتی مغز کودک فرصت پردازش ندارد
بحث سلامت روان کودکان معمولاً با خواب، تغذیه، آموزش و روابط خانوادگی گره خورده اما کمتر به کیفیت محیط شناختی پرداخته میشود. این استاد دانشگاه با اشاره به یافتههای علوم اعصاب توضیح میدهد: آرامش محیطی در شکلگیری حافظه، تمرکز، یادگیری و تنظیم هیجانی نقش تعیینکننده دارد. وقتی کودک دائماً در معرض محرک قرار دارد، بخش بزرگی از ظرفیت شناختی او صرف پردازش اطلاعاتی میشود که برای رشدش ضروری نیست.
نتیجه چنین شرایطی میتواند خود را در قالب کاهش تمرکز، خستگی ذهنی، اختلال در یادگیری، اضطراب و دشواری در مدیریت هیجانها نشان دهد. او معتقد است بخشی از مشکلاتی که امروز با عنوان بیقراری یا افت تمرکز کودکان شناخته میشوند، ممکن است به محیطهای پرهیاهو و کمبود فرصتهای آرامش مربوط باشند.
از حق بر آموزش تا حق بر رشد متوازن
این حقوقدان پرسش اصلی را این میداند که آیا کودک فقط حق دارد زنده بماند و آموزش ببیند یا حق دارد در محیطی رشد کند که ظرفیتهای ذهنی و روانی او نیز شکوفا شود؟ وی در پاسخ عنوان میکند: اگر رشد سالم را حق کودک بدانیم، باید بپذیریم سکوت و آرامش هم بخشی از شرایط تحقق این حق هستند. همانطور که آلودگی هوا سلامت جسم را تهدید میکند، آشفتگی صوتی و شناختی نیز میتواند سلامت روان را تحت تأثیر قرار دهد.
مدرسههایی که همیشه محیط یادگیری نیستند
بخش مهمی از زندگی کودکان در مدارس میگذرد اما همه فضاهای آموزشی الزاماً برای آرامش ذهنی طراحی نشدهاند. سیدناصری با اشاره به شرایط برخی شهرهای بزرگ توضیح میدهد: قرار گرفتن مدارس در مجاورت بزرگراهها، مراکز صنعتی یا فضاهای پرتردد، فقط مسئلهای فیزیکی نیست و میتواند بر کیفیت یادگیری و تمرکز دانشآموزان اثر بگذارد.
مدرسه نباید تنها مکانی برای انتقال اطلاعات باش بلکه باید فضایی برای رشد متوازن شخصیت کودک فراهم کند.کاهش سر و صدای غیرضروری، اختصاص زمانهایی برای مطالعه فردی، آموزش تمرکز و توجه بیشتر به سلامت روان از جمله اقداماتی است که به گفته او میتواند کیفیت آموزش را ارتقا دهد.
خانه پناهگاه آرامش یا مرکز تولید محرک؟
اگر زمانی خانه نماد آرامش بود، امروز در بسیاری از خانوادهها وضعیت تغییر کرده است. تلویزیونهای همیشه روشن، تلفنهای همراه، بازیهای دیجیتال و حضور دائمی در شبکههای اجتماعی باعث شده زمان استراحت واقعی کمتر شود. سیدناصری در توضیح گفت: بسیاری از کودکان حتی پیش از خواب نیز در معرض تصاویر و صداهای متعدد قرار دارند در حالی که خواب عمیق و آرام یکی از پایههای اصلی رشد مغزی در دوران کودکی است. خانوادهها بدون آنکه متوجه باشند، گاهی محیطی ایجاد میکنند که ذهن کودک تقریباً هیچ زمان خاموشی ندارد.
آیا برنامهریزی بیش از حد همیشه به نفع کودک است؟
در بسیاری از خانوادهها، پر بودن برنامه روزانه کودک به عنوان نشانه توجه و سرمایهگذاری تربیتی تلقی میشود؛ کلاس زبان، ورزش، مهارتآموزی و برنامههای متعدد، اما سیدناصری معتقد است ذهن کودک به چیزی فراتر از برنامه نیاز دارد. کودک برای رشد متوازن به زمانهایی برای تأمل، خیالپردازی، تنهایی سازنده و بازی آزاد نیاز دارد. سکوت به معنای بیکاری نیست. سکوت فرصتی برای بازسازی ذهن است. بسیاری از فرایندهای مهم رشد روانی دقیقاً در همان لحظههایی رخ میدهد که کودک در حال مشاهده، فکر کردن، مطالعه آرام یا بازی آزاد است.

شهر دوستدار کودک فقط زمین بازی نمیخواهد
موضوع آرامش فقط به خانواده و مدرسه محدود نمیشود و به طراحی شهرها نیز مربوط است. سیدناصری معتقد است شهر دوستدار کودک نباید فقط دارای امکانات آموزشی و تفریحی باشد، بلکه باید فضاهایی برای سکوت و آرامش نیز ایجاد کند. پارکهای طبیعی، کتابخانههای کودک، فضاهای سبز، حیاطهای امن و محیطهای کمصدا از نگاه او بخشی از زیرساختهای ضروری حمایت از کودکان هستند. برنامهریزی شهری نباید صرفاً بر کارآمدی اقتصادی استوار باشد، بلکه سلامت روان نسل آینده نیز باید در آن دیده شود.
مسئولیتی که فقط بر دوش خانواده نیست
به اعتقاد این پژوهشگر، دولتها نیز در این زمینه مسئولیت مستقیمی دارند. قوانین مربوط به آلودگی صوتی، استانداردهای ساختوساز، طراحی مدارس و سیاستهای سلامت روان باید به گونهای تدوین شوند که حق کودکان برای تجربه محیطی آرام مورد توجه قرار گیرد. در کنار آن، خانوادهها نیز میتوانند با ایجاد ساعتهایی بدون تلفن همراه، کاهش استفاده از رسانهها پیش از خواب، فراهم کردن فضای مطالعه و تشویق حضور در طبیعت، بخشی از این نیاز را پاسخ دهند.
فقر آرامش مسئلهای که کمتر دیده میشود
سیدناصری در پایان تأکید میکند: شاید زمان آن رسیده باشد سکوت و آرامش نه به عنوان امتیازی لوکس، بلکه به عنوان بخشی از حقوق بنیادین کودکان بازتعریف شود. کودک برای رشد سالم به غذا، آموزش و مراقبت نیاز دارد اما به همان اندازه به محیطی احتیاج دارد که ذهن او بتواند در آن نفس بکشد. شاید یکی از مهمترین وظایف خانوادهها، سیاستگذاران و جامعه در سالهای آینده، محافظت از کودکان در برابر نوعی فقر پنهان باشد؛ فقر آرامش، کمبودی که دیده نمیشود اما میتواند سالها بر ذهن، شخصیت و آینده نسل بعد اثر بگذارد.
نظرات کاربران