خبرگزاری مهر- گروه استانها- ریحانه شهبازی: شب که میشود، خیابان برای کودکی که معمولاً باید سهمش از شب، خانه و بازی و خواب باشد، چهره دیگری پیدا میکند؛ صدای شعارها بلند است، پرچمها در دست مردم حرکت میکنند و خانوادهها کنار یکدیگر ایستادهاند. میان این جمعیت، کودکی دست مادر را گرفته، کودکی دیگر روی شانه پدر نشسته و نوجوانی با دقت به صحنهای نگاه میکند که شاید هنوز نتواند همه ابعاد آن را درک کند.
برای بزرگسالان، این خیابان محل اعلام موضع است؛ بزرگداشت امام شهید امت، تجدید بیعت با رهبر معظم انقلاب، خونخواهی شهادت قائد امت، حمایت از نیروهای مسلح و اعتراض به اقدامات آمریکا و رژیم صهیونیستی.
اما برای کودک، این صحنه پیش از آنکه «تحلیل سیاسی» باشد، یک تجربه است. تجربهای که ممکن است سالها بعد، جزئیاتش را به یاد نیاورد اما تصویر کلی آن شب را در حافظه خود نگه دارد؛ همانطور که بسیاری از آدمها نخستین خاطراتشان از یک رویداد بزرگ را نه از متن خبرها، بلکه از چهره پدر و مادر، صدای جمعیت و خیابانی که در آن ایستادهاند به یاد میآورند.
اینجاست که حضور کودکان در تجمعات شبانه، از یک قاب خبری ساده فراتر میرود و به موضوعی برای تأمل درباره حافظه نسلی، جامعهپذیری سیاسی و روانشناسی کودک تبدیل میشود.
کودک؛ کوچکترین عضو یک جمع بزرگ
حسین نادری، جامعه شناس در این باره به خبرنگار مهر میگوید: کودکی که در تجمع حاضر است، الزاماً تحلیل سیاسی والدینش را ندارد. او ممکن است نداند «خونخواهی» در ادبیات سیاسی دقیقاً چه معنایی دارد یا نتواند درباره مناسبات ایران، آمریکا و اسرائیل تحلیل ارائه کند. اما کودکان، حتی پیش از آنکه بتوانند مفاهیم پیچیده را درک کنند، فضای عاطفی پیرامون خود را دریافت میکنند.
وی تصریح میکند: آنها اضطراب، اندوه، خشم، همدلی، امید و هیجان بزرگسالان را میبینند و از رفتار والدین خود درباره اهمیت یک رویداد برداشت میکنند.
نادری معتقد است که این موضوع از منظر جامعهشناسی سیاسی نیز قابل توجه است. مطالعات درباره جامعهپذیری سیاسی نشان میدهد خانواده یکی از مسیرهای مهم شکلگیری نگرش سیاسی کودکان است؛ با این حال، این انتقال مستقیم و قطعی نیست و تجربههای بعدی کودک، محیط اجتماعی و مواجهه او با رویدادهای مختلف نیز میتواند نگرشهای آینده او را تغییر دهد. بنابراین، کودک حاضر در تجمع را نمیتوان نسخه کوچکشدهای از والدینش دانست؛ او در حال ساختن برداشت خودش از یک واقعه است.

خانواده، مترجم جهان بزرگسالان
در چنین شرایطی نقش خانواده اهمیت پیدا میکند. کودک برای فهم آنچه در خیابان میگذرد، به بزرگسالان اطرافش نگاه میکند. اگر بپرسد «چرا این همه آدم اینجا هستند؟»، پاسخ پدر یا مادر میتواند نخستین روایت او از آن اتفاق باشد.
نادری در این خصوص میگوید: روانشناسی رشد به ما یادآوری میکند که کودک در مواجهه با رویدادهای سنگین، نیازمند توضیح متناسب با سن، احساس امنیت و حضور یک بزرگسال قابل اعتماد است. به همین دلیل، مسئله فقط این نیست که کودک در تجمع چه میبیند؛ مسئله این است که آنچه میبیند چگونه برایش معنا میشود. یک کودک ممکن است از این حضور، مفهوم همبستگی و تعلق اجتماعی را دریافت کند و کودک دیگری ممکن است، شجاعت، ایستادگی و وطندوستی را تجربه کند.
از پرچم تا مفهوم وطن
در تصاویر منتشرشده از اجتماعات، یکی از قابهای قابل توجه، حضور کودکان با پرچم ایران است. پرچمی که برای بزرگسال نماد هویت ملی و تعلق به سرزمین است، برای کودک در ابتدا شاید تنها یک شیء در دست او باشد؛ اما همین تجربههای عینی میتوانند به مرور، مفاهیم انتزاعی را برای کودک قابل لمس کنند.
کودک مفهوم «ایران» را ابتدا در نقشه جغرافیا نمیآموزد؛ او آن را در خانه، مدرسه، خانواده، زبان، خاطرات و مناسبات اجتماعی تجربه میکند.
تجمع نیز میتواند یکی از همین تجربهها باشد؛ تجربهای که در آن کودک میبیند افراد مختلف در یک مکان گرد آمدهاند و خود را بخشی از یک جمع بزرگتر احساس میکنند.
اما نکته مهم اینجاست که این تجربه زمانی میتواند سازنده باشد که با توضیح، امنیت و متناسب با سن کودک همراه شود.
وقتی سیاست وارد دنیای کودکی میشود
فاطمه بخشی دانشآموخته جامعه شناسی به خبرنگار مهر میگوید: ورود کودکان به فضای سیاسی، موضوعی است که باید با احتیاط درباره آن سخن گفت. کودک به تدریج مفاهیم سیاسی را یاد میگیرد و خانواده، مدرسه، دوستان، رسانه و فضای اجتماعی همگی در این مسیر نقش دارند.
وی تصریح میکند: پژوهشهای سیاسی نیز نشان دادهاند که اهمیت موضوعات سیاسی برای والدین و میزان درگیری آنها با سیاست میتواند بر میزان انتقال نگرشها به فرزندان اثر بگذارد؛ با این حال، این اثر به معنای شکلگیری قطعی همان دیدگاهها در فرزندان نیست. پس حضور کودک در یک تجمع، به خودی خود به معنای «سیاسی شدن» کامل او نیست.
بخشی البته بر این باور است که ممکن است او صرفاً همراه خانواده آمده باشد. ممکن است از فضای جمعی و حضور دوستان و اعضای خانواده لذت ببرد. ممکن است معنای بخشی از شعارها را نفهمد و ممکن است همین تجربه، سالها بعد در کنار تجربههای دیگر، بخشی از نگاه او به جامعه و کشورش را شکل دهد.

کودکان، راویان آینده یک دوره تاریخی
وی ادامه میدهد: حضور کودکان در تجمعات شبانه یک پیامد مهم اجتماعی دارد، انتقال تجربه تاریخی از نسلی به نسل دیگر. نسلی که امروز در این خیابانها حضور دارد، فردا درباره آنچه دیده است قضاوت خواهد کرد. ممکن است نگاهش همان نگاه والدینش باشد؛ ممکن است متفاوت باشد.
این جامعه شناس اظهار میکند که پژوهشهای مربوط به جامعهپذیری سیاسی نیز دقیقاً همین نکته را برجسته میکنند، تأثیر خانواده مهم است، اما نگرشهای سیاسی در طول زندگی در معرض تجربهها و محیطهای جدید قرار دارند و الزاماً برای همیشه ثابت نمیمانند. بنابراین، امروز نمیتوان درباره اینکه کودکان حاضر در این اجتماعات در آینده دقیقاً چه خواهند اندیشید، حکم قطعی صادر کرد. آنچه میتوان گفت این است که آنها شاهدان کوچک یک دوره بزرگ هستند.
از خیابان تا حافظه
تجمع ممکن است چند ساعت بیشتر طول نکشد؛ اما حافظه انسان میتواند آن را برای سالها نگه دارد.
کودکی که امشب در کنار خانوادهاش در خیابان ایستاده، شاید هنوز نتواند درباره شهادت، مقاومت، سیاست خارجی یا امنیت ملی تحلیل ارائه کند. اما او در حال دیدن جامعهای است که در یک موقعیت خاص، واکنش جمعی نشان میدهد.
اینجاست که تصویر یک کودک در میان جمعیت، معنایی فراتر از یک قاب احساسی پیدا میکند.
این تصویر از یک سو روایتگر همراهی خانوادگی و حضور یک نسل در تجربههای اجتماعی کشور است و از سوی دیگر یادآور مسئولیتی که بزرگسالان در قبال ذهن و روان کودکان دارند.
کودک نباید ابزار سیاست باشد؛ اما نمیتوان او را از جامعهای که در آن زندگی میکند نیز جدا کرد.
او میبیند، میپرسد، برداشت میکند و به خاطر میسپارد.
و شاید سالها بعد، وقتی از او درباره شبهای پرالتهاب این روزهای ایران بپرسند، پاسخ او نه از روی کتاب تاریخ، بلکه از دل یک خاطره بیاید:
«من آن شب آنجا بودم؛ دست مادرم را گرفته بودم و مردم همه کنار هم ایستاده بودند.»
شاید همین جمله ساده، یکی از ماندگارترین شکلهای روایت تاریخ باشد.
نظرات کاربران